موج واقعاً تغییر کرده است. این برایم آشکار شد وقتی با زنانی که ده سال است بار مبارزه برای عدالت در جنگ با مواد مخدر رودریگو دوترته را به دوش میکشند، دیدار کردم.
آخرین بار که Mary Ann Domingo را دیدم، در آبان ۱۴۰۳ در مجلس نمایندگان بود. او به من گفت که کاملاً شکستخورده احساس میکند. پسر Mary Ann، Gabriel، و همسر عرفیاش، Luis Bonifacio، در سال ۱۳۹۵ توسط پلیس در شهر Caloocan کشته شدند. چهار افسر پلیس به جرم سبکتر قتل عمد محکوم شدند و پرونده او ممکن است یکی از آخرین پروندههایی باشد که به محکومیت در داخل کشور دست یافته است.
رئیسجمهور سابق رودریگو دوترته در آن روز با کمیته چهارگانه مجلس روبرو شده بود. این حضور از جهات زیادی غافلگیرکننده بود، زیرا او هرگز به صراحت تأیید نکرده بود که حاضر میشود. نمایندگان مجلس فقط بر اساس اظهارات وکلایش میدانستند که رئیسجمهور سابق آماده است با "کمیته چهارگانه" پر سروصدا روبرو شود.
در مقابل، Mary Ann برای چندین ماه با پشتکار به Batasan میرفت. او و بسیاری دیگر از بستگان قربانیان میرفتند و ساعتها در مرکز مردم میماندند. در برخی روزها، نه فرصتی برای صحبت پیدا میکردند و نه مورد توجه قرار میگرفتند.
با این حال، دوترته که دیگر رئیسجمهور نبود، با تبختر وارد مرکز مردم شد، گویی از آن خودش است. در آن جلسه، او و سناتور سابق Antonio Trillanes IV نزدیک بود درگیر زد و خورد شوند. یک نمایش بود. دوترته یکبار دیگر اعتراف کرد که به پلیس یاد داده چطور مظنونان را به مقاومت وادار کند. Mary Ann در لحظهای به دستشویی دوید و گریه کرد.
"Sa CR, umiiyak ako, naalala ko 'yung mag-ama ko na para bang gusto kong humingi ng tawad sa kanila na hanggang dito lang 'yung nagawa naming kalakasan," او در آن زمان گفت.
(در دستشویی گریه کردم، به شوهرم و پسرم فکر میکردم. میخواستم از آنها عذرخواهی کنم که این تنها کاری بود که میتوانستیم برایشان انجام دهیم.)
"Ito na ba ang hustisya?" Mary Ann گفت. (آیا تا اینجا میتوانیم در کسب عدالت پیش برویم؟)
در روز چهارشنبه، ۱۴۰۵/۰۲/۰۲، هنگامی که شعبه تجدیدنظر دیوان کیفری بینالمللی (ICC) تأیید کرد که صلاحیت رسیدگی به پرونده دوترته را دارد، نتوانستم فوری Mary Ann را پیدا کنم. او ماسک زده بود چون هنوز از حضور مقابل دوربین احساس ناراحتی میکرد.
سپس او را در گوشهای دیدم. او هم مرا دید. با هم صحبت کردیم. پرسیدم آیا میتوانم بدون دوربین با او مصاحبه کنم و او موافقت کرد.
به او گفتم که الان آرام به نظر میرسد، بسیار متفاوت از آخرین باری که دیدمش.
"Siguro isang pasasalamat na marinig na ito na 'yung hustisya. Sa kabila nung dito sa sistema sa ating Pilipinas na ang hirap makamit ng hustisya," او گفت.
(شاید به این خاطر است — و من سپاسگزارم که این را میشنوم — که در واقع عدالتی وجود دارد. این با وجود سیستمی در فیلیپین است که عدالت در آن دستنیافتنی است.)
"Isa ako sa magpapatunay na mahirap maabot ang hustisya," او گفت، و به یاد آورد که محکومیت فقط در سال ۱۴۰۳ به دست آمد، یعنی هشت سال پس از قتل شوهر و پسرش. (من خودم دلیلی هستم بر اینکه رسیدن به عدالت اینجا چقدر سخت است.)
حامیان دوترته از اینکه یک دادگاه خارجی یک شهروند فیلیپینی را قضاوت کند، تمسخر میکنند. میگویند او را در خانه محاکمه کنید. اما هیچکس بهتر از Mary Ann و امثال او نمیداند که چقدر تلاش کردند و چقدر از خودشان را از دست دادند تا با یک سیستم قدرتمند مقابله کنند، در حالی که تنها سعی میکردند زندگی کنند، با وجود از دست دادن نانآورهایشان — شوهران، پسران و پدرانی که کشته شدند.
همه ما از اینکه مجبوریم از یک دادگاه خارجی عدالت بخواهیم، متنفریم. همه ما ترجیح میدهیم این کار را در خانه انجام دهیم. اما خانه با آنها مهربان نبوده است. خانه جایی است که آزار میبینند، مسخره میشوند و تهدید میشوند.
حالا که پرونده نزد ICC است، Mary Ann گفت که احساس امید میکند. "Napakalaking pag-asa. Kaya pasalamat kami sa ICC." (امید بزرگی احساس میکنم. به همین خاطر واقعاً سپاسگزار ICC هستیم.)
توانستم Mary Ann را پیدا کنم چون او منتظر ماند تا Nanette Castillo بیاید تا با هم به خانه بروند. پسر Nanette، Aldrin، در سال ۱۳۹۶ توسط افراد نقابپوش کشته شد. Nanette از زمان کشته شدن Aldrin چهره این جنبش بوده است. انگار دیدم که پیرتر شده.
گاهی Nanette را در کافه Silingan در Cubao میبینم، جایی که او در کنار دیگر قربانیان کار میکند. آن کافه برای ایجاد معاش برای کسانی که عزیزانشان را در جنگ با مواد مخدر از دست دادهاند، راهاندازی شده است.
او داستانهایی درباره خانوادهاش تعریف کرد، از خواهر Aldrin و بچههایش که دلشان برای عمویشان تنگ میشود. اینکه هر مناسبتی دردناک است — چون در لحظه شاد هستند، اما در پایان روز میفهمند که Aldrin دیگر نیست.
Mary Ann به من گفت که کمی دلدرد داشته و گذران زندگی بدون همسر و پسرش برایش سخت است.
آنها از من میپرسیدند که حالم چطور است، و من همیشه نمیخواستم جواب بدهم. هر چیزی که در زندگیام میگذرد در مقایسه با چیزی که آنها تجربه میکنند بیاهمیت به نظر میرسد. اما باز هم جواب میدهم، چون وقتی این زنان سالهاست بخشهای صمیمی زندگیشان را با من در میان میگذارند، منصفانه است که من هم بخشهایی از زندگیام را با آنها به اشتراک بگذارم.
در روز پنجشنبه، ۱۴۰۵/۰۲/۰۳، وقتی میخواستم لپتاپم را ببندم و از پیگیری اخبار تصمیم بزرگ ICC روز قبل درباره تأیید صلاحیت رسیدگی به پرونده دوترته فارغ شده بودم، یک پیام در WhatsApp دیدم. شعبه پیش از محاکمه تازه تصمیمش را صادر کرده بود. همه اتهامات تأیید شدند. دوترته به محاکمه میرود.
فرصتی پیدا کردم تا Facebook Messenger را باز کنم و برای کسی که همیشه از من درباره آخرین اخبار پرونده ICC میپرسد پیام بفرستم. اسمش Randy delos Santos است، عموی Kian delos Santos، پسر ۱۷ سالهای که قتلش در سال ۱۳۹۶ موجی از اعتراض برانگیخت. خبر را به او گفتم. او به من گفت: "عدالت در راه است."
در یک رویداد در سال ۱۴۰۴ بود که Kuya Randy را دیدم. به او گفتم که در تمام این سالها، هیچوقت نبوده که از دخالت در زندگیشان احساس گناه نکرده باشم. آنها مجبور نبودند این کار را بکنند. بدون رسانهها که آنها را در معرض چشمان کنجکاو ناباوران قرار میدهد، خیلی بهتر و آرامتر زندگی میکردند.
با این حال، ما ده سال طولانی به این کار ادامه دادیم.
و تنها چیزی که همیشه مشترک داشتیم این باور بود که داستانها، اگر آنها را صادقانه و قاطعانه بازگو کنی، میتوانند مسیر تاریخ را تغییر دهند.
Purisima Dacumos قبلاً در مورد مصاحبه تردید داشت. پرسیدم چرا حالا حاضری؟
"Hindi na po ako ngayon natatakot. Laban na po ito ng marami," او گفت. (دیگر نمیترسم. این حالا مبارزه خیلیهاست.) – Rappler.com
Inside the Newsroom یک خبرنامه است که هر هفته مستقیم به صندوق ورودی شما تحویل داده میشود. برای مدیریت اشتراک خبرنامهتان به rappler.com/newsletters مراجعه کنید.

![[تامبای] هتو نا انگ پیناکامالوپیت نا تور اف لوزون!](https://www.rappler.com/i.ytimg.com/vi/rUJ3_-1nVDY/hqdefault.jpg)
