چند روز پیش، ایمیلی با موضوع "Kumusta ka na (حالت چطوره)؟" دریافت کردم. چیزی آرامشبخش در این سؤال وجود داشت. بله، حتی روزنامهنگاران که فرض میشود سرسخت هستند، از کسانی که واقعاً اهمیت میدهند و میپرسند حالمان چطور است، استقبال میکنند.
تازه یک ناهار طولانی روز کارگر با دوستان سردبیرم از رسانههای دیگر داشتم، و پذیرفتیم که روزنامهنگاران به نظر میرسد در حالت دائمی PTSD به سر میبرند.
چون ما در عملیاتهای پلیس همراه میشویم، به صحنههای جنایی میشتابیم، شاهد عزاداری خانوادههایی هستیم که عزیزانشان در انتظار مراقبتهای پزشکی رایگان جان دادند یا زیر رانشهای زمین محلهای دفن زباله مدفون شدند. وقتی میشنویم کشاورزان، ماهیگیران، رانندگان جیپنی، موتورسواران TNVS، دستفروشان، کارمندان رستوران، معلمان و کارگران قراردادی برای بقا روزانه چه میکشند، احساس ناتوانی میکنیم.
مقامات خشمگین ما را به لحاظ کلامی مورد آزار قرار میدهند، با پروندههای افترا آزارمان میدهند، و منحرفان در موقعیتهای قدرت به ما تعرض میکنند. از بررسی اسناد مربوط به فساد، کشف اشکال مختلف طمع سیریناپذیر، و شنیدن درباره هرزگی صاحبان قدرت حالمان به هم میخورد.
خوشبختانه در سالهای اخیر چند سازمان شروع به ارائه جلسات توضیحی رایگان با متخصصان برای روزنامهنگارانی کردهاند که تروما پوششهای دشوار را جذب کردهاند. Noong kabataan natin (در روزهای جوانی ما)، دوستان سردبیرم گفتند، walang ganyan-ganyan (چنین چیزی نداشتیم) — این مسائل را خودمان حل میکردیم.
که مرا به ایمیل kumusta بازمیگرداند. این ایمیل در واقع از یک کلینیک سلامت روان آمده بود. در حالی که یک خبرنامه انبوه بود، باز هم شخصی احساس میشد چون از یک کلینیک شریک بود که بخش منابع انسانی Rappler با دقت و بر اساس گفتگوهای اندیشمندانهای با کارمندان انتخاب کرده بود.
همیشه سپاسگزار — و مفتخر — بودهام از اینکه اتاق خبر ما به رفاه ما توجه دارد. برای مثال، تعدادی مشاوره رایگان با روانپزشکان، روانشناسان یا مربیان زندگی داریم، یا میتوانیم هزینه مشاوره با پزشکان مورد علاقهمان را بازپرداخت کنیم. ما حق ارزیابی رایگان نوروپاتی داریم. واکسنهای آنفولانزا و ذاتالریه با تخفیف ویژه دریافت میکنیم.
یک بار در ماه، دفتر هزینه فعالیتهای ورزشی را پرداخت میکند یا برای باشگاههای تناسب اندام مختلف ما غذا تهیه میکند. (در هفتههای دیگر، شرکتکنندگان هزینهها را بین خودشان تقسیم میکنند.) پس، در مجموعه PhilSports میدویم، در باشگاههای مختلف بولدرینگ انجام میدهیم، در یک مرکز خرید پیکلبال بازی میکنیم، یا در جلسات یوگا در گوشهای تاریک از اتاق خبر عرق میریزیم. به زودی یک باشگاه کوهنوردی خواهیم داشت!
اخیراً سری فعالیتهای "بازگشت به آنالوگ" خود را با یک کارگاه نقاشی/طراحی دفترچه آغاز کردیم. یک بار هم آموزش رقص خیابانی داشتیم. در روزی بعد از ولنتاین، یک پاتلاک داشتیم، جایی که واحدهای مختلف غذاهای خانگی و دلخواهشان را به اشتراک گذاشتند. استیکرهای قلب با رنگبندی داشتیم که به همکارانی که میخواستیم تشکر کنیم و تأییدشان کنیم میدادیم. یک تابلوی تقدیر داریم که میتوانید پیام قدردانی برای هر کسی بنویسید.
چیزهای کوچک. و، صادقانه، امتیازات. در دنیای بیرون، بسیاری در این حرفه همچنان بیش از حد کار میکنند، دستمزد کمی دریافت میکنند و از مزایای کم یا هیچ برخوردارند.
سازمان بینالمللی کار تصویر ناامیدکنندهتری درباره کارگران به طور کلی ارائه میدهد: "ریسکهای رواناجتماعی با بیش از ۸۴۰٬۰۰۰ مرگ در سراسر جهان در هر سال و میلیونها سال از دست رفته زندگی سالم مرتبط هستند…. ایمنی محیط کار فقط درباره خطرات فیزیکی نیست. به طور فزایندهای، ریسکهای جدیتر آنهایی هستند که نمیبینیم: استرس، ساعات کاری طولانی، عدم امنیت شغلی، انزوا، و در معرض خشونت یا اجبار بودن."
چه روزنامهنگار همکار باشید، خوانندهای حامی، یا مصرفکننده محتوایی که تصادفاً به این مطلب رسیده، میخواهم از شما بپرسم، kumusta ka na؟ و امیدوارم بدانید که این را از صمیم قلب میگویم.
سردبیر ارشد ما، Gani de Castro، در یک خبرنامه قبلی درباره اینکه چگونه همه ما میتوانیم در میان بحران نفت کنونی موجی از امید ایجاد کنیم نوشت. اجازه دهید راه دیگری اضافه کنم — فقط با پرسیدن از همسایگانمان، از کسانی که کنارمان هستند، "Kumusta ka na؟"
به خصوص در این زمانهای چالشبرانگیز، این سؤالی است که همه ما باید بشنویم. – Rappler.com

